امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم!
ترجمه کلمه Believe به فارسی با مثالهای کاربردی
باور کردن یعنی داشتن یک ایده، فکر یا این تصور که چیزی ممکن است درست باشد.
پلیس باور دارد که مرد دزد فروشگاه را دستگیر کرده است.
تانیا حرف پسرش را وقتی میگوید دروغ نمیگوید، باور میکند.
آیا تو به خدا ایمان داری؟
به چه چیزی اعتقاد داری؟
من مطمئنم که اگر واقعاً تلاش کنی، میتوانی انگلیسی یاد بگیری.
هارونا در بچگی به روح و روان اعتقاد داشت، ولی الان دیگر به آنها باور ندارد.
در ابتدا، مردم شهر حرف پسرکی که میگفت گرگ آمده را باور میکردند، اما بعد از چند بار دروغ گفتن، دیگر حرفش را قبول نداشتند.
بعضی وقتها کلمه «باور کردن» معنایی شبیه به «فکر کردن» دارد.
فکر میکنم این گوشی موبایل مال شما باشد. روی میزی بود که شما نشسته بودید.
آنها فکر میکنند راهحلی برای این مشکل پیدا کردهاند.
فکر نمیکنم قبلاً همدیگر را دیده باشیم. اسم من پل است.
اسم این کلمه «باور» یا «اعتقاد» است.
این افراد عقاید و باورهای بسیار محکمی دارند.
باورهایشان اجازه نمیدهد بعضی کارها را انجام دهند.
باورهای شما چیست؟
نکته: بخش اول کلمه «belief» در انگلیسی، تکیه و تأکید ندارد. صدای حرف اول آن یک صدای «شِوا» است.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.