معنی کلمه Busy به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of busy word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

ترجمه کلمه Busy به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه “busy” به معنی “مشغول” است و برای کسی به کار می‌رود که در زمان کوتاهی، کارهای زیادی برای انجام دادن دارد.

آلیس سر کار مشغول است.
باب چند ساعت پیش سرش شلوغ بود، اما الان کار ندارد.
احتمالاً نانوایی کارول امروز صبح شلوغ خواهد بود.
فروشگاه‌ها امروز صبح خیلی شلوغ هستند. فردا به دلیل تعطیلی، دیگر شلوغ نخواهند بود.
معمولاً ترافیک در ساعت‌های پرتردد عصر، از ترافیک صبح شلوغ‌تر است.
او مثل یک زنبور سرش شلوغ است. (“مشغول مثل یک زنبور” یک اصطلاح رایج در ایالات متحده است.)

 
اغلب از افعال “keep” و “stay” همراه با “busy” استفاده می‌شود.

بیل حالا که بازنشسته شده، چطور خودش را سرگرم می‌کند؟
میراندا دوست دارد همیشه مشغول کاری باشد.
اگر کسب‌وکارشان کماکان پررونق بماند، آن را توسعه خواهند داد.
کارمندان دفتر سعی می‌کنند مشغول به نظر برسند تا شغلشان را از دست ندهند.

 
هنگامی که به کسی تلفن می‌زنید و کسی جواب نمی‌دهد زیرا خط در حال استفاده است، می‌توانید از کلمه “busy” استفاده کنید.

خطش مشغول است.
تلفن ترزا در حال حاضر заняز است.
صدای بوق اشغال می‌شنوم.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *