معنی کلمه Ceiling به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of ceiling word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

ترجمه کلمه Ceiling به فارسی با مثالهای کاربردی

سقف، همان سطح صافی است که وقتی داخل یک اتاق ایستاده‌اید، بالای سرتان قرار دارد. در آمریکا، معمولاً ارتفاع سقف‌ها حدود هشت فوت است.

پنکه‌ی سقفی هوا را در اتاق به جریان می‌اندازد.
در آشپزخانه‌ها معمولاً چراغ‌ها به سقف وصل می‌شوند.
بعضی از چراغ‌ها هم هستند که درون خود سقف کار گذاشته می‌شوند.
رنگ کردن سقف کار سختی است.
به همین خاطر اغلب سقف‌ها را ساده و به رنگ سفید درمی‌آورند.
خیلی از افراد دوست دارند خانه یا آپارتمانشان سقف بلندی داشته باشد.
مثلاً سقف‌هایی با ارتفاع ده یا دوازده فوت، بلند محسوب می‌شوند.
آیا شما در جایی که زندگی می‌کنید می‌توانید به سقف دست بزنید؟

 
گاهی کلمه «سقف» به شکل غیرواقعی و برای نشان دادن یک محدودیت به کار می‌رود.

سقف شیشه‌ای اصطلاحی است برای مانعی نامرئی که بعضی از افراد را از رسیدن به اهدافشان بازمی‌دارد.
برای مثال، بعضی از زنان می‌گویند یک سقف شیشه‌ای مانع از پیشرفت شغلی آن‌ها می‌شود.
وقتی صحبت از «سقف قیمت» می‌شود، یعنی قیمت‌ها دیگر امکان افزایش بیشتر ندارند.
در بازار سهام نیز وقتی قیمت یک سهام به سقف خود می‌رسد، بعضی از سرمایه‌گذاران آن را می‌فروشند چون فکر می‌کنند دیگر گران‌تر نخواهد شد.

 
عبارت «to hit the ceiling» هم یک اصطلاح است و معنایش عصبانی شدن و از کوره دررفتن است:

وقتی قبض اینترنت را دیدم، واقعاً از کوره دررفتم.
پدر و مادر آماندا وقتی بفهمند او در بعضی از درس‌هایش مردود شده، قطعاً عصبانی خواهند شد.

 

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *