معنی کلمه Bend به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of bend word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

ترجمه کلمه Bend به فارسی با مثالهای کاربردی

به جسمی که ابتدا راست و صاف بوده و سپس به شکل یک زاویه درآمده باشد، “خمیده” می‌گویند. واژه “خم کردن” معمولاً به عنوان یک کار (فعل) به کار می‌رود.

ساده گذشته فعل ماضی
bend

خم شدن

bent

خم شده

bent

خم شده

او در حال خم کردن دست‌ها و پاهایش است.
دست‌ها و پاهایش خم شده‌اند. (کلمه “خم” در اینجا به صورت صفت به کار رفته است.)
آیا می‌توانی از کمر خم شوی و نوک پاهایت را لمس کنی؟
اگر انگشتت بیش از حد به عقب خم شود، ممکن است بشکند.
موقع میخکوبی، چند تا از میخ‌ها را خم کردم.

وقتی از صفت “خم‌شده” استفاده می‌شود، معمولاً منظور این است که چیزی تغییر شکل داده یا شکسته است:
دو سر یک آچار، خم‌شده است.
گوشهٔ سپر ماشین شیلا به نظر کمی کج و خم‌شده می‌آید.
تد نیاز به عینک جدید دارد، چون فریم عینک فعلی‌اش خم شده است.

یک اصطلاح رایج در انگلیسی آمریکایی این است: “از شکل افتادن” (bent out of shape). این اصطلاح یعنی کسی از چیزی ناراحت یا عصبانی شده است:
چرا او اینقدر ناراحت و به هم ریخته است؟
اینقدر عصبانی و ناراحت نشو.
احمد وقتی کسی آینه بغل سمت راننده ماشینش را شکست، واقعاً عصبانی شد.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی که با حرف A شروع می‌شوند سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *