معنی کلمه Bust به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of bust word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

ترجمه کلمه Bust به فارسی با مثالهای کاربردی

وقتی از کلمه “bust” به عنوان فعل استفاده می‌شود، معمولاً دو معنی اصلی دارد: دستگیری کسی یا شکستن چیزی.

**bust = دستگیری کردن:**

مثال:
پلیس او را به خاطر فروش مواد مخدر دستگیر کرد.
او دستگیر شد.

**bust = شکستن:**

مثال:
وقتی بطری را روی زمین انداخت، شکست.
او بطری را شکست.

⚠️ نکته: وقتی می‌خواهید بگویید چیزی شکست، بهتر است در بیشتر مواقع از کلمه “break” استفاده کنید چون واضح‌تر است.

وقتی “bust” به صورت اسم به کار می‌رود، معنی‌های دیگری هم دارد:

**bust = دستگیری (به عنوان اسم):**

مثال:
پلیس در خانه مظنون عملیات دستگیری را انجام داد.

**bust = مجسمه نیم‌تنه:**

مثال:
این یک نیم‌تنه از امپراتور روم، تیبریوس است.
خیلی از موزه‌ها مجسمه‌های نیم‌تنه افراد مشهور را دارند.

**bust = سینه‌بند یا بالاتنه زن:**

مثال:
لباسی که پوشیده، بالاتنه‌اش را به خوبی نشان می‌دهد.

یک کاربرد دیگر این کلمه برای اشاره به موقعیت‌های ناموفق یا شکست‌خورده است:

مثال:
آن مراسم واقعاً ناموفق بود. (مثلاً تعداد کمی در آن شرکت کردند.)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *