معنی کلمه Close به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of close Adj word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

ترجمه کلمه Close به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه close به معنای «بستن» است و نقطه مقابل open به معنای «باز کردن» قرار می‌گیرد. از این کلمه برای بستن درها، پنجره‌ها، ظروف، مغازه‌ها، حساب‌های بانکی، قراردادها و موارد مشابه استفاده می‌شود. به تلفظ این کلمه توجه کنید: حرف «s» در پایان آن مانند صدای «z» خوانده می‌شود.

در مثال‌های زیر، close به عنوان یک فعل به کار رفته است:

لطفاً در را ببندید.
فروشگاه پنج دقیقه دیگر تعطیل می‌شود.
قبل از به‌روزرسانی، باید این برنامه را در رایانه خود ببندید.
آنها تصمیم دارند کسب‌وکارشان را تعطیل کنند. (بستن = پایان دادن)
مربی برای پایان دادن به بازی، یک پیچر جدید آورد. (بستن = تمام کردن)
ما باید راهی برای به نتیجه رساندن این معامله پیدا کنیم. (بستن = موفقیت در مذاکره)
آنها در حال نهایی کردن خرید یک خانه هستند. (یعنی اسناد خرید خانه را امضا می‌کنند.)

می‌توان از close به عنوان اسم نیز استفاده کرد:

خورشید در پایان روز غروب می‌کند.
در پایان آهنگ، یک تکنوازی درام اجرا می‌شود.
صدای زنگ روی تابلو، پایان بازی بسکتبال را اعلام می‌کند.
بخش مهمی از زندگی یک جوان با پایان دبیرستان به پایان می‌رسد.

اگر به انتهای close حرف «d» اضافه کنیم، به صفت closed می‌رسیم:

آن مغازه بسته است.
در آن شهر چندین کارخانه تعطیل وجود دارد.
او در مورد مسائل مذهبی، ذهن بسیار بسته‌ای دارد. (ذهن بسته = عدم توانایی در پذیرش دیدگاه‌های دیگر)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا** مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *