هوش هیجانی در واقع مهارتی است برای درک و مدیریت احساسات خودمان و اطرافیان. این توانایی نقش مهمی در رفتار و نحوه ارتباط کودکان با دیگران دارد. در این نوشته از وبلاگ یافتو بررسی میکنیم که موسیقی چطور روی هوش هیجانی اثر میگذارد و چه کمکی به رشد آن میکند.
شناسایی احساسات
یکی از بخشهای مهم هوش عاطفی، این است که فرد احساسات خود را بشناسد و بداند این احساسات چه تأثیری روی دیگران میگذارد. موسیقی میتواند به رشد این مهارت در کودکان کمک کند. وقتی بچهها به سبکهای مختلف موسیقی گوش میدهند، کمکم تفاوت قطعات را درک میکنند؛ مثلاً متوجه میشوند یک آهنگ غمگین چه فرقی با یک آهنگ شاد دارد و با شنیدن هر کدام، احساسات متفاوتی را تجربه میکنند.
علاوه بر این، فرایند یادگیری موسیقی خودش همراه با احساسات زیادی است. بچهها وقتی قطعهای را یاد میگیرند، خوشحال میشوند، قبل از کنسرت یا اجرا استرس میگیرند و بعد از یک اجرای خوب، غرق شادی و هیجان میشوند. تجربه کردن این احساسات متنوع و یادگیری مدیریت آنها، مهارت ارزشمندی است که کودکان از راه موسیقی به دست میآورند.
یادگیری همدلی
همدلی یعنی اینکه خودت را جای کس دیگری بگذاری و سعی کنی احساسات و شرایط او را درک کنی. موسیقی، با دنیای بزرگی از حسهای گوناگونی که در خود جای داده، میتواند در این راه به بچهها کمک کند. برای نمونه، وقتی کودکی آهنگی با کلام غمگین میشنود، میتواند احساسات، تجربهها و نگاه افرادی که آن را ساختهاند، بهتر بفهمد. این کار باعث میشود در آینده بتوانند بیشتر و بهتر با دیگران همدلی کنند.
توانایی ابراز احساسات
خیلی از بچهها نمیتونند با کلمات، احساسات درونیشون را به خوبی بیان کنند. موسیقی یک راه ساده و در دسترس است که به این کودکان کمک میکند تا آزادانه و بدون هیچ مانعی، احساسات خود را بروز دهند. آنها میتوانند با سرودن یک ترانه، خواندن یک آواز، ساختن یک ملودی یا نواختن آن، احساساتی مثل غم، شادی، عصبانیت و غیره را به روشی سالم و بیخطر ابراز کنند.