قطعه ۴:۳۳ چیست؟
قطعه ۴:۳۳، در واقع نخستین قطعه موسیقی در جهان به شمار میرود که هیچ صدایی در آن شنیده نمیشود. محتوای این اثر، تنها ۴ دقیقه و ۳۳ ثانیه سکوت است. شاید فکر کنید که این قطعه قابل اجرا نیست و فقط یک ایده نمادین است؛ اما جالب است بدانید که نوازندگان زیادی آن را به صحنه بردهاند. در اجرای این قطعه، نوازنده روی صحنه میآید، پشت ساز خود قرار میگیرد و در طول ۴ دقیقه و ۳۳ ثانیه هیچ نتی نمینوازد. تماشاگران حاضر در سالن نیز در این مدت، در سکوت کامل به سر میبرند. احتمالاً با خواندن این توضیحات سردرگم شدهاید و دوست دارید بدانید چه کسی و با چه منظوری چنین قطعهای را خلق کرده است؟ در ادامه با ما همراه باشید تا پاسخ این پرسشها را بیابید. برای مطالعه مطالب جذاب دیگر در زمینه موسیقی، میتوانید به «وبلاگ یافتو» مراجعه کنید.
جان کیج؛ آهنگساز قطعه ۴ دقیقه و ۳۳ ثانیه
جان کیج، شاعر، موسیقیدان، فیلسوف و آهنگسازی بود که در پنجم سپتامبر ۱۹۱۲ در لسآنجلس آمریکا به دنیا آمد. او اولین بار در کلاس چهارم با موسیقی آشنا شد، اما بعدها تصمیم گرفت نویسنده شود. پس از ورود به دانشگاه، به این نتیجه رسید که نویسندگی را نمیتوان در دانشگاه به خوبی یاد گرفت. بنابراین دانشگاه را رها کرد و به اروپا رفت تا در آنجا فرصتهای بیشتری برای یادگیری پیدا کند. در اروپا، او هنرهای گوناگونی مانند معماری، نقاشی و موسیقی را تجربه کرد. سرانجام در سال ۱۹۳۳ تصمیم گرفت تمام تمرکز خود را بر موسیقی بگذارد و در این باره جملهای دارد که میگوید:
«افرادی که موسیقی من را شنیدند، چیزهای بهتری برای گفتن داشتند تا افرادی که به نقاشیهای من نگاه میکردند…»
جان کیج را یکی از نوآورترین موسیقیدانان پس از جنگ جهانی دوم میدانند. او از پیشگامان موسیقی تصادفی، موسیقی الکتروآکوستیک و تکنیک پیانو پریپرد (Prepared piano) بود و با خلاقیت خود از سازها به شیوههای غیرمعمول استفاده میکرد. این آهنگساز به فرهنگهای شرق آسیا، جنوب آسیا، هند و آیین بودایی علاقهی زیادی داشت و از آنها الهام میگرفت. ایدهی موسیقی تصادفی نیز با الهام از این فرهنگها، بهویژه فرهنگ چین، در ذهن او شکل گرفت. نتیجهی این ایده، مشهورترین اثر او، قطعهی ۴:۳۳ بود.
فلسفه آهنگ ۴:۳۳ چیست؟
بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران دنیای هنر و موسیقی، درباره قطعه ۴:۳۳ صحبت کردهاند. هر کس ممکن است برداشت متفاوتی از این قطعه داشته باشد، اما جان کیج، خالق آن، هدفش را به روشنی بیان کرده است.
او این اثر را خلق کرد تا ثابت کند هر صدایی که در اطرافمان میشنویم، میتواند موسیقی باشد. همانطور که پیش از این گفته شد، کیج از پیشروان سبکی در موسیقی بود که به نقش اتفاق و محیط در خلق اثر اعتقاد داشت.
برخلاف تصور رایج، این قطعه فقط سکوت مطلق نیست؛ بلکه متشکل از صداهای محیط اطراف است و در همان لحظهای که شنیده میشود، شکل میگیرد. در واقع این شنوندگان هستند که قطعه ۴:۳۳ را میسازند؛ کافی است به صداهای اطراف و آنچه در درونشان میگذرد، با دقت گوش دهند.