معنی ضرب المثل ” بسوزد پدر عاشقی “

بسوزد پدر عاشقی

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

وقتی می‌گوییم: “بسوزد پدر عاشقی”، منظور این است که عاشق شدن و دل بستن به کسی، آن‌قدر درد و رنج دارد که آدم آرزو می‌کند اصلاً هیچ‌وقت عاشق نشود. این ضرب‌المثل معمولاً زمانی به کار می‌رود که فرد در عشق ناکام مانده، یا از بی‌وفایی و بی‌اعتنایی معشوق رنج می‌کشد.

در واقع، این جمله نشان‌دهندهٔ ناامیدی و افسوس کسی است که از نتیجهٔ عشقش فقط سختی و دل‌شکستگی دیده است. گویی با نگاهی تلخ به گذشته می‌گوید: “ای کاش هرگز عاشق نمی‌شدم تا این همه درد را تحمل نمی‌کردم.”

بسوزد پدر عاشقی

در این بخش به بررسی معنی این ضرب‌المثل ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با مفهوم و کاربرد آن بیشتر آشنا خواهید شد.

بسوزد پدر عاشقی کنایه از چیست؟

۱- این ضرب‌المثل را در مورد کسی به کار می‌برند که آنقدر عاشق شده که دیگر طاقت و شکیبایی از کف داده است. به چنین فردی معمولاً “واله و شیدا” می‌گویند و در توصیف حالش می‌گویند: بسوزد پدر عاشقی که تو را به این روز انداخته است…

۲- در زبان فارسی وقتی چیزی برای کسی آزاردهنده و دردسرساز می‌شود، از عبارت “بسوزد پدر…” استفاده می‌کنند. برای نمونه، اگر کسی از نداشتن پول رنج ببرد، ممکن است بگوید: بسوزد پدر بی‌پولی که کمرمان را شکسته است.

توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” عقل سالم در بدن سالم “ ادامه دهید.

توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” بخور تا توانی به بازوی خویش “ را حتماً بخوانید.

توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” سالی که نکوست از بهارش پیداست “ را مطالعه کنید.

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” رفتنش با خودشه آمدنش با خدا “ بیابید.

اصطلاح بسوزد پدر عاشقی در شعر شهریار

شاعر بزرگ شهریار، شعری در فراق معشوقه‌اش سروده و در آن از این بیت معروف استفاده کرده که می‌گوید: “پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم”. این عبارت نشان‌دهندهٔ اوج غم و اندوه اوست.

همسر و یاری انتخاب نکردم که پشتوانهٔ زندگی‌ام باشد
تو برایم نقش مادر را پیدا کردی و من با همهٔ پیری، پسری بیش نیستم
تو فرزند دلبندت را هم از شیر گرفت‌ای، ولی هنوز
من بیچاره، همان عاشق رنج‌دیده و دل‌شکسته‌ام
خون دل می‌خورم و چشمی بینا دارم
گناهم فقط این است که صاحب دل و صاحب چشمم
منی که در جوانی اسیر هوس عشق نشدم
اکنون در پیری، هوس عشق و جوانی به سرم افتاده
پدرت گوهر وجودش را به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
عشق، آزادگی، زیبایی، جوانی و هنر
عجبا که هیچ‌کدام ارزشی نداشتند و همه چیز به پول و ثروت فروکش کرد
کاش هنرم به زر و سیم گره می‌خورد
چون در بازار تو، هنرم برایم کاری از پیش نبرد
همه امروز سیزده را از شهر بیرون می‌کنند
من خودم آن سیزدهمی هستم که از همهٔ دنیا رانده شده‌ام
گاهی از کوچهٔ معشوقه‌ام می‌گذرم
تا عهد قدیمی خود را با دیوار و در خانه‌اش تازه کنم
تو به راه خود برو که یاد تو برایم کافیست
خودت خوب می‌دانی که من از جهانی دیگرم
از شکار دیگران، چشم و دلی سیر دارم
من شیری هستم و هرگز از جوی شغالان سیراب نمی‌شوم
خون دل در دلم موج می‌زند، مانند یاقوت
شهریارا، چه کنم که گوهر وجودم این‌گونه پربها و درخشان است

برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” یک ستاره توی آسمان ندارد “ سر بزنید.

اختصاصی-یافتو
ضرب المثل‌های بیشتری بخوانید

برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” آزموده را آزمودن خطاست “ سر بزنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *