مرغ یک پا دارد! 🐔
برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه ” + داستان مراجعه کنید.
حتماً شما هم این ضربالمثل را شنیدهاید. این جمله وقتی به کار میرود که کسی بخواهد از کسی یا چیزی بیش از حد تعریف و تمجید کند و آن را بینقص و کامل نشان دهد؛ انگار که آن شخص یا چیز، هیچ عیب و نقصی ندارد.
توصیه میکنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” دیوار حاشا بلند است “ را مطالعه کنید.
**ریشه این ضربالمثل از کجا آمده؟**
داستان جالبی پشت این جمله معروف وجود دارد. در گذشته، مردی بود که مهمان داشت. او میخواست به مهمانش نشان دهد که چقدر دست و دل باز است و برایش ارزش قائل است. به همین خاطر، به آشپز خانه گفت: “برای شام، بهترین غذاها را آماده کن. برای مهمان مرغ درست کن.”
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” باری به هر جهت “ مراجعه کنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” بر خرمگس معرکه لعنت “ را بخوانید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” آدم گرسنه سنگ را هم می خورد “ مراجعه کنید.
وقتی غذا سر میز آمد، مرد میزبان برای اینکه مهمان بیشتر تحت تأثیر قرار بگیرد، شروع کرد به تعریف کردن از مرغ. او با غرور گفت: “ببین این مرغ چقدر خوشمزه و ترد است! مخصوصاً پای این مرغ، که بهترین قسمت آن است!”
مهمان با شنیدن این حرفها، با خودش فکر کرد که حتماً این مرغ ویژگی خاصی دارد. پس وقتی میزبان سرش را برگرداند، مهمان سریع یکی از پایهای مرغ را برداشت و در جیبش پنهان کرد تا بعداً به تنهایی بخورد!
وقتی میزبان دوباره به سمت غذا نگاه کرد، با تعجب دید که یکی از پایهای مرغ不见了. او پرسید: “پای دیگر مرغ چه شد؟”
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” سر و گوش آب دادن “ مراجعه کنید.
مهمان که کار خودش را توجیه میکرد، با بیتفاوتی گفت: “شاید مرغ شما یک پا بیشتر نداشته!”
میزبان که این بهانه را باور نکرده بود، اما چیزی نگفت. کمی بعد، در حیاط خانه، چند مرغ را دید که در هوای سرد، یک پای خود را جمع کردهاند و روی یک پا ایستادهاند. او به مهمان اشاره کرد و گفت: “ببین! راست میگفتی. اینجا همه مرغها یک پا دارند!”
مهمان که فهمیده بود میزبان دارد مسخرهاش میکند، کمی خجالتزده شد. از آن روز به بعد، این داستان میان مردم معروف شد و هر وقت کسی زیادی از چیزی تعریف کند، به شوخی یا جدی به او میگویند: “مرغ یک پا دارد!” یعنی این همه تعریف لازم نیست، ما که قبول داریم خوب است!
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” مشت نمونه خروار است “ سری سر بزنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” سری که درد نمی کنه دستمال نمی بندند “ را از دست ندهید.
توصیه میکنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” کار را که کرد؟ آنکه تمام کرد “ را مطالعه کنید.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” مرغ همسایه غاز است “ سر بزنید.
**نقاشی:**
(در اینجا یک نقاشی ساده از یک مرغ خندان که روی یک پا ایستاده است، کشیده میشود. در کنار آن، یک پای مرغ برشته شده در یک بشقاب قرار دارد.)
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” اگر علی ساربونه می دونه شترو کجا بخوابونه “ را از دست ندهید.

در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی یک ضربالمثل کهن و ایرانی میپردازیم. با ما همراه باشید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” عالم ناپرهیزکار، کوریست مشعله دار “.
توصیه میکنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” گشتم نبود نگرد نیست “ را حتماً بخوانید.
معنی مرغ یک پا دارد یعنی چه؟
به کسی میگویند که برای کارهایش دلیلهای نامعقول میآورد و با упряکی تمام روی آنها پافشاری میکند.
هیچکس نمیگوید مرغ یک پا دارد، مگر آنکه فردی لجوج باشد که میخواهد با حرفهای عجیب و غریبش هم نگاه دیگران را جلب کند و هم نظر خودش را به دیگران تحمیل کند. در حالی که همه به خوبی میدانند مرغ دو پا دارد!
این ضربالمثل برای افرادی به کار میرود که سرسخت، یکدنده و مغرور هستند و حرف حق را نمیپذیرند. این رفتار آنها یا از روی عمد و هدف خاصی است، یا از روی نادانی است که خودشان هم از آن خبر ندارند.
در صورت علاقهمندی، مطلب معنی ضرب المثل ” خود کرده را تدبیر نیست ” + داستان را از دست ندهید.
ریشه ضرب المثل
یک ارباب، مرغ بریانی خوشمزهای را در یک ظرف بزرگ گذاشت و به خدمتکارش داد تا برای قاضی شهر ببرد. ارباب که میخواست کارش نزد قاضی به خوبی پیش برود، چندین بار به خدمتکار تأکید کرد که مواظب غذا باشد و آن را سالم به دست قاضی برساند. خدمتکار هم قبول کرد.
راه خانهٔ ارباب تا خانهٔ قاضی کمی طولانی بود. از یک طرف، بوی خوش مرغ بریان حواس خدمتکار گرسنه را پرت کرده بود و هر بار وسوسه میشد که از غذا بخورد. اما همین که چشمش به مرغ میافتاد، صورت عصبانی ارباب در ذهنش ظاهر میشد و از ترس، دوباره ظرف غذا را بالای سرش میگرفت و به راهش ادامه میداد.
کمکم̨ گرسنگی شدید بر او چیره شد و نتوانست در برابر خوردن مقاومت کند. دستش را داخل ظرف کرد و یک ران مرغ را کند و با ولع خورد. وقتی سیر شد، تازه فهمید چه کار اشتباهی کرده است! مجبور شد قبل از رسیدن به خانهٔ قاضی، یک فکر به ذهنش برسد.
وقتی نزد قاضی رسید و قاضی مرغی را دید که یک پا کم داشت، فهمید خدمتکار دست به غذا دراز کرده و باید تنبیه شود. پس شروع کرد به زدن او با شلاق. خدمتکار هم نقشهاش را اجرا کرد و با جدیت گفت: در شهر ما همه مرغها یک پا دارند.
قاضی حرفش را باور نکرد و به زدن ادامه داد. خدمتکار از درد شلاق فریاد میکشید، اما همچنان روی حرف خود پافشاری میکرد و با هر ضربهٔ شلاق بلندتر داد میزد: “باور کنید مرغهای شهر ما یک پا دارند!”
در پایان، قاضی کتک میزد و خدمتکار انکار میکرد و دروغ میگفت. قاضی دید خدمتکار همچنان اصرار دارد که مرغهای شهرشان یک پا دارند، با خودش فکر کرد: شاید این بیچاره راست میگوید و واقعاً مرغهای این شهر یک پا دارند! بنابراین دست از سر خدمتکار برداشت و او را آزاد کرد.
از آن زمان به بعد، وقتی کسی با упряمی روی حرف خودش پافشاری میکند، این ضربالمثل را به کار میبرند.
به عبارتی دیگر
اربابی به خدمتکارش گفت: “برایم یک مرغ بریان کن.” خدمتکار مرغ را پخت، اما قبل از آوردنش نزد ارباب، یک ران آن را خورد. وقتی ارباب مرغ را دید، پرسید: “پای دیگرش کجاست؟” خدمتکار جواب داد: “این مرغ فقط یک پا داشته است.” ارباب با تعجب گفت: “مگر میشود؟ مرغ که یک پا ندارد!”
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” سرش بره قولش نمیره “ ادامه دهید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه ضرب المثل با ایموجی ها همراه جواب + حدس کلمه.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” آدم گدا اینهمه ادا “ پیدا کنید.
با این حال، خدمتکار قبول نکرد و گفت: “بعضی از مرغها واقعاً یک پا دارند.” سپس ارباب را به مزرعه برد و مرغهایی را نشان داد که در حال استراحت بودند. آن مرغها یک پای خود را بالا برده و روی یک پا ایستاده بودند. در همین لحظه، ارباب برای پراکنده کردن مرغها، سنگی به سمت آنها پرتاب کرد. مرغها ترسیدند، پای دیگرشان را زمین گذاشتند و شروع به دویدن کردند.
ارباب با اطمینان به خدمتکار گفت: “دیدید؟ همهشان دو پا دارند!” خدمتکار در پاسخ گفت: “آقا، اگر آن سنگ به شما میخورد، شما چهار پا درمیآوردید!”
نقاشی مرغش یک پا دارد
چند طرح برای رنگآمیزی با موضوع مرغی که یک پا دارد.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” تو عالم هپروت بودن “ را بخوانید.
برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” کسی که خودش را به خواب زده نمی شود بیدار کرد “ مراجعه کنید.



در زندگی روزمره، ضربالمثلهای زیادی وجود دارند که با بخشهای مختلف بدن انسان مرتبط هستند. این ضربالمثلها در واقع تجربهها و درسهای زندگی مردم در طول سالها بوده که به شکل جملههای کوتاه و پرمعنی درآمدهاند.
یکی از اعضای بدن که در این ضربالمثلها نقش پررنگی دارد، پا است. پا نماد حرکت، سفر و گاهی حتی نماد تحقیر است. وقتی میخواهیم بگوییم کسی را به جایی دعوت نکردهاند، میگوییم: “پایش آنجا باز نشده است.” یا وقتی کسی بیاختیار به جایی میرود، میگویند: “پایش را آنجا گذاشته است.”
گاهی هم پا نشانه بیاحترامی است. مثلاً وقتی کسی را با رفتارش خرد میکنیم، میگوییم: “پایش را بر چشمش گذاشت.” این نشان میدهد که چقدر پا در فرهنگ و زبان ما نقش دارد.
این ضربالمثلها فقط یکسری کلمات نیستند، بلکه دریچهای به فرهنگ، باورها و طرز فکر مردم گذشته هستند. آنها با زبانی ساده، مفاهیم عمیق اخلاقی و اجتماعی را به ما منتقل میکنند.