این ضربالمثل برای افرادی به کار میرود که تازه به موفقیت یا جایگاه بالاتری رسیدهاند و رفتار و برخوردشان با اطرافیان تغییر کرده است. این مثل معمولاً با نقد و طنز همراه است و اشاره به کسانی دارد که موقعیت تازه، آنها را مغرور کرده و باعث شده گذشته و همنشینان قدیم خود را فراموش کنند.
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” توبه گرگ مرگ است ” + داستان سری سر بزنید.
در گذشته، پلو غذای اشراف و افراد ثروتمند محسوب میشد و مردم عادی کمتر میتوانستند آن را بخورند. از طرفی، آستین نو نشان از لباس فاخر و تازه داشت. وقتی کسی لباس نو و گرانقیمتی به تن میکرد، معمولاً مراقب بود که آن را کثیف نکند. بنابراین، اگر در چنین لباسی به او پلو تعارف میکردند، به دلیل ترس از چرب یا کثیف شدن آستین نو، از خوردن غذا امتناع میکرد یا با احتیاط زیاد آن را میل میکرد.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” حساب حساب، کاکا برادر “ مراجعه کنید.
این مثل به زیبایی نشان میدهد که برخی افراد با رسیدن به یک موقعیت بهتر، خود را بالاتر از دیگران میبینند و حتی از معاشرت ساده با دوستان و آشنایان سابق هم دوری میکنند؛ گویی که دیگر با آنها همسطح نیستند.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” دو پا داشت دو پای دیگر هم قرض کرد “ سر بزنید.

در این نوشته میخواهیم ببینیم این ضربالمثل قدیمی و ایرانی چه معنایی دارد و چه مفهومی را میرساند. در ادامه با ما همراه باشید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” کبکش خروس میخونه “ را از دست ندهید.
مقاله معنی ضرب المثل ” خلایق هرچه لایق “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” اسب را گم کردن و پی نعلش گشتن “ را بخوانید.
معنی آستین نو بخور پلو یعنی چه؟
کسی که فقط به خاطر لباس زیبا و ظاهر فردی، او را به مهمانی دعوت میکند، در واقع به خود آن شخص اهمیت نمیدهد، بلکه به لباسش توجه دارد. پس بهتر است غذا را به لباسش بدهد تا خودش!
این ضرب المثل معمولاً برای افرادی به کار میرود که فقط بر اساس ظاهر دیگران به آنها احترام میگذارند. اگر کسی ظاهر ساده یا معمولی داشته باشد، نزد این افراد ارزش و احترام کمتری خواهد داشت.
برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” از این شاخه به آن شاخه پریدن “ مراجعه کنید.
در ادامه داستان کوتاهی از این ضربالمثل آمده که با خواندن آن، مفهوم جمله بهتر و روشنتر میشود.
داستان ضرب المثل و ریشه آن
یک روز مرد پولداری، ملا نصرالدین را به مهمانی دعوت کرد. آن روز، کار ملا در مزرعه طول کشید و فرصت نکرد به خانه برود و لباس تمیز بپوشد. برای همین، با همان لباس کارش به مهمانی رفت.
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” شستم خبردار شد “ ادامه دهید.
با آمدن هر مهمان جدید، به ملا میگفتند: “یک کم برو کنار!” ملا هم هر بار کمی جابهجا میشد تا اینکه کمکم به کنار مجلس و کنار کفشها رسید و همانجا نشست.
وقتی میوه آوردند، ملا در همان جای دور، میوهاش را خورد؛ اما از رفتار مهمانان بسیار ناراحت و عصبانی بود. بنابراین قبل از آمدن غذا، سریع به خانه رفت و بهترین لباسهایش را از صندوق بیرون آورد و پوشید. سپس دوباره به مهمانی برگشت.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” پا به سن گذاشتن “ پیدا کنید.
این بار، همه مهمانانی که قبلاً به او توجهی نکرده بودند، با گرمی از او استقبال کردند و با احترام او را به سمت جای بالای مجلس هدایت کردند تا در بهترین نقطه بنشیند.
وقتی غذا آمد، ملا نصرالدین قاشق را برداشت و به جای خوردن، غذا را روی آستین لباسش ریخت و خطاب به آستین گفت: “بخور آستین نو، بخور پلو!”
همه از این کارش شوکه شدند و پرسیدند: “ملا، چرا چنین کاری میکنی؟”
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” رفت که ریش در بیاورد، سبیلش را هم باخت “ را از دست ندهید.
ملا نصرالدین لبخندی زد و گفت: “من همان آدم قبلی هستم. وقتی با لباس کهنه آمدم، کسی به من توجه نکرد و مرا به پایین مجلس فرستادید. حالا که با لباس نو آمدهام، با احترام مرا به جای بالا نشاندید. پس شما مرا دعوت نکردهاید، بلکه لباس مرا به مهمانی دعوت کردهاید! این هم سهم لباس از غذای شما!”
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” جوجه را آخر پاییز می شمارند ” + داستان را بخوانید.
مهمانان و میزبان از این حرف خجالت کشیدند و همگی از ملا عذرخواهی کردند. از آن روز به بعد، این داستان به ضربالمثلی تبدیل شد برای افرادی که فقط به ظاهر دیگران توجه میکنند و بر اساس لباس و شکل ظاهری به کسی احترام میگذارند.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها “ پیدا کنید.
پیشنهادی: ضرب المثل بیشتری بخوانید
اختصاصی-یافتو